<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خط مرزی</title>
<link>http://border-line.blogfa.com/</link>
<description>---------------------------------</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 25 Oct 2009 12:52:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>::. باروون .::</title>
<link>http://border-line.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt;  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;یکشنبه سوم آبان ۱۳۸۸&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;هنوز که بارون میآد ،یه بغض عجیبی گلوم رو میگیره . پست قبلی یه چیزی گفتم ، آره شاید به زودی متاهل شم ولی اوووو!!! دوستا عروسی و بله برون و اسم بچه رو هم انتخاب کردن !!&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; height=18&gt; دارم روش فکر میکنم  ولی هنوز  تصمیم نگرفتم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;اینجا داره بارون میاد ، خدایا کاش تا همیشه هوا ابری بود . ۵ شنبه یه پسره ، یه دختره رو که بش نه گفته بود با ۳ تا تیر کلت کمری کشت . گرفتیمش  قبل از اینکه فرار کنه ، نمی دونم اسمشو چی میشه گزاشت ، شاید عشق واقعی این بود ، دلم به حالش وقتی اسلحش گیر کرد و نتونست خودشو بکشه سوخــــت .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;۸ ماه دیگه ! داره کم و کم تر میشه تا آزادی !&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/35.gif&quot; height=18&gt; ۸ آذر میآم مرخصی .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;درام میرم آرایشگاه ، مهرانه جان مرسی از اینکه بم سر میزنی/.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt; پ ن : پاییز که میآید ، عاشقانه هایم زیر باران با تو بوی دلتنگی می دهد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 12:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=border-line&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>border-line</dc:creator>
<guid>http://border-line.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>::. کامنت غریب .::</title>
<link>http://border-line.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=1&gt;حالم اصلا خوب نیست ، تب و لرز شدید دارم ، اومدم شهر که برم بیمارستان یه آمپول ، سوزنی ، دوایی درمونی کنم . توی نظرات ، یه نفر برام کامنت گذاشته بود . متنش رو کی کردم اینجا :&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;*************************&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من میام میخونم چون میخوام بدونم هرروز چی داره عوض میشه....&lt;BR&gt;هرچند...&lt;BR&gt;میبینم که پسه آیدیمو زدی...&lt;BR&gt;خوشحال باش&lt;BR&gt;به اندازه ی یک کوه حرف دارم ولی نزده...&lt;BR&gt;به  ؟؟؟؟؟؟؟؟ و خواستگارات افتخار میکنم به خاطره انتخابشون... &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;***********************&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=1&gt;من آیدی کسی رو نزدم .کسی رو که این کامنت رو گذاشته نمیدونم کیه. حرفم رو میزنم ، من با کسی کاری نداشتم ، متاسفم که نمیدونم کی هستی ولی اگه حرفی داری که می تونم کمکت کنم بهم بزن . می دونم کهمنو خوب میشناسی ، منم خوب میشناسمت ، ولی اینجوری کامنت گذاشتن مشکلی رو حل نمیکنه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=1&gt;واقعا اگه می تونم کمکت کنم ، هرکسی که هستی ، حرفاتو بزن .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=1&gt;واآآی مریض شدم ، نفسم بالا نمیآد ، ای بد بختیه .&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; height=18&gt;پاشم برم دکتر . راستی دارم یه کارای میکنم شاید راهی دیگه نمونده که رسما متاهل بشم . ولی هنوز تصمیم آخرو نگرفتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=1&gt;پ ن : تورا به دله پاییزیت ، فصل ها را بهم نریز.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 13:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=border-line&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>border-line</dc:creator>
<guid>http://border-line.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>::.طلوع.::</title>
<link>http://border-line.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;من آدم&lt;BR&gt;تو حوا&lt;BR&gt;بیا&lt;BR&gt;جهانی دیگر آغاز کنیم!&lt;BR&gt;لبخند بزن&lt;BR&gt;بگو سیـــــــــــــــــب...!&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;سلام &lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot; height=18&gt; بیستم مهر ماه  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;از چی بگم؟ روزگار بر خلاف زندگیم داره میگذره خدایا کی میشه این ۹ ماه و ۹ روز تموم بشه ؟؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;هفته پیش رفتم عراق! البته فقط یک قدم وارد خارج شدم ! یک قدم از میله مرزی رد شدم و به خودم گفتم بلاخره اگه خدمت هیچ سودی واست نداره  لا اقل رفتی خارج!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;نمی دونم داری اینو می خونی یا نه ، نمی دونم چه احساسی داری ، کنجکاو هم نیستم ، هرچی هست ماله خودته ولی واسه خودت این مهم باشه که چرا اینجایی!؟ به زودی چیزایی میشنوی که شاید واست سخت باشه ! خدایا زود تر تمومش کن ، کلی کار دارم با خودم و زندگیم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;پ ن : دارم به گمشدم نزدیک می شم شاید چند قدم دیگه....!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 11:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=border-line&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>border-line</dc:creator>
<guid>http://border-line.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>::.دارم می رم مرز ، هشتم مهر.::</title>
<link>http://border-line.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>سلام ، امروز کله سحر از خواب بلند شدم ، خیلی خسته ام ، اصلا پام نمیکشه برم ، ولی باید رفت ، این 9 ماه کی تموم میشه خدا!!! &lt;/p&gt;&lt;p&gt;دیروز توی خیابون یکی رو دیدم ، همون جوری بود! جیک جیک داشت راه می رفت ، بیخیال .. ولش کن سعی میکنم فکر نکنم ، در کل دیروز روز خوبی بود ، خیلی خوش گذشت .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;واسه وبلاگم یه مدیا فلش پلیر درست کردم (بعد از 3 ، 4 روز ور رفتن با Playlist  های XML )  تا اینکه دیروز درست ، وقت نکردم همه آهنگ هایی که دوست دارم رو بزارم واسه گوش کردن ولی یه چند تای رو گذاشتم ، وقت نشد تا بتونم زیاد آپلود کنم و تا جایی وقت داشتم گذاشتم ، همین الان داره آهنگ آپلود میشه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مهرانه ازم خواسته خاطره بگم ، چشم ، توی پست بعدی ، خاطره هم می نویسم .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;توی این 11 روز همش درگیره کارای بابامو خونه بودم ، بابای گلم بستریه و تقریبا تمام کارای خونه گردن منه ، و کارای پزشکی با رضا &quot;داداشم&quot;. امید وارم 3 ماه دیگه که بر میگردم ، سره پا شده باشه . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بعضی ها از گمشده می پرسن، دارم یه کارایی میکنم ، اگه قرار بود به سادگی پیدا بشه که گمشده نبود .ولی هنوز واسش اسمی ندارم .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;3 روز پیش مامانم اومد میخواست ، مزه زبونم رو بچشه ، گفت می خوام فلانی رو بگیرم برات :) ، میشناسیش که؟ برم صحبت کنم ؟؟ یه وقت دیدی دیر شد شوهر دادنش ها !! من یه لحظه هنگ کردم ، بعد گفتم نــه!  هرچند کسی که مادرم میگفت خیلی عزیزه ، ولی می دونم اینقده آزارش دادم که ...:) شاید اینجا هم بیاد، شاید هم اینو یخونه .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خدایا ، تورو جونه هرکسی که دوست داری منو آدم کن! دوست دارم آدم باشم ، آدمیزادی زندگی کنم .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;و در انتها :&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اگر این بار که میرم شهید شدم ، یه عبارتی بعد از 1 ماه پست نزدم ، اون دنیا شفاعت همتون رو می کنم . (جز چند نفر) :)) حالشو  ببرید .&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;-------&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;خواب می آید به چشمانم&lt;br /&gt;ولی&lt;br /&gt;یک ستاره قصه ای از نور می گوید&lt;br /&gt;چشم می بندم به نورش&lt;br /&gt;غرغر کنان از شانه ای بر شانه می چرخم&lt;br /&gt;- ولی این تک ستاره -&lt;br /&gt;رسم این آشفته دل را خوب میداند&lt;br /&gt;بی صدا تا صبح&lt;br /&gt;قصه را با زور می گوید &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 30 Sep 2009 05:33:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=border-line&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>border-line</dc:creator>
<guid>http://border-line.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>::.باش با او یاد تو ما را بس است.::</title>
<link>http://border-line.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://night-skin.com/upload/images/rb7czaxfjhtviuajx4t.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;نیمه شب آواره و بی حس و حال ، در سرم سودای جامی بی زوال&lt;br /&gt;پرسه ایی آغاز کردیم در خیال، دل بیاد آورد ایام وصال&lt;br /&gt;از جدایی یک دو سالی میگذشت ، یک دوسال از عمر رفــت و برنگشت&lt;br /&gt;دل بیاد آورد اول بار ، را خاطرات اولین دیدار را&lt;br /&gt;آن نظر بازی آن اسرار را ، آن دو چشم مست آهو وار را&lt;br /&gt;همچو رازی مبهم و سر بسته بود ، چون من از تکرار او هم خسته بود&lt;br /&gt;امد و هم اشیان شد با من او ، هم نشین و هم زبان شد با من او&lt;br /&gt;خسته جان بودم که جان شد با منو  ، ناتوان بود و توان شد با منو&lt;br /&gt;دامنش شد خوابگاه خستگی ، ایــن چنین آغاز شد دلبستگی&lt;br /&gt;وای از آن شب زنده داری تا سحر ، وای از آن عمری که با او شد به سر&lt;br /&gt;مست او بودم زه دنیا بی خبر ، دم به دم این عشق میشد بیشتر&lt;br /&gt;آمد و در خلوتم دم ساز شد، گفتگوها بین ما آغاز شد&lt;br /&gt;گفتمش ......&lt;br /&gt;گفتمش در عشق پا برجاست دل ، گر گشایی چشم دل زیباست دل&lt;br /&gt;گر تو ذورق بان شوی دریاست دل ، بی تو شام بی فرداست دل&lt;br /&gt;دل زه عشق روی تو حیران شده ، در پی عشق تو سرگردان شده&lt;br /&gt;گفت .........&lt;br /&gt;گفت در عشقت وفادارم بدان ، من تو را بس دوســت میدارم بدان&lt;br /&gt;شوق وصلت را به سر دارم بدان ، چون تویی مخمور خمارم بدان&lt;br /&gt;با تو شادی می شود غم های من، با تو زیبا می شود فردای من&lt;br /&gt;گفتمش عشقت به دل افزون شده ، دل زه جادوی رخت افزون شده&lt;br /&gt;جز تو هر یادی به دل مدفون شده ، عالم از زیباییت مجنون شده&lt;br /&gt;بر لبم بگذاشت لب یعنی خمـــــوش ، طعم بوسه از سرم برد عقل و هــوش&lt;br /&gt;در سرم جز عشق او سودا نبود ، بحر کس جز او در این دل جا نبود&lt;br /&gt;دیده جز بر روی او بینا نبود، همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود&lt;br /&gt;خوبی او شهره آفاق بود  ، در نجابت در نکویی طاق بود&lt;br /&gt;روزگـــــار.....&lt;br /&gt;روزگار اما وفا با ما نداشت ، طاقت خوشبختی ما را نداشت&lt;br /&gt;پیش پای عشق ما سنگی گذاشت  ، بی گمان از مرگ ما پروا نداشت&lt;br /&gt;آخر این قصه هجران بود و بس، حسرت و رنج فراوان بود و بس&lt;br /&gt;یار ما را از جدایی غم نبود ، در غمش مجنون عاشق کم نبود&lt;br /&gt;بر سر پیمان خود محکم نبود ، سهم من از عشق جز ماتم نبود&lt;br /&gt;با من دیوانه پیمان ساده بست ، ساده هم آن عهد و پیمان را شکست..&lt;br /&gt;بی خبر پیمان یاری را گسست ، این خبر ناگاه پشتم را شکست&lt;br /&gt;آن کبوتر عاقبت از بند رفت ، رفت و با دلداری دیگر عهد بست&lt;br /&gt;با که گویم او که هم خون من است ،خسم جان و تشنه خون من است&lt;br /&gt;بخت بد بین وصل او قسمت نشد ، این گدا مشمول اون رحمت نشد&lt;br /&gt;آن طلا حاصل به این قیمت نشد ،عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست&lt;br /&gt;با چنین تقدیر بد تدبیر نیست  ، از غمش با دود و دم هم دم شدم&lt;br /&gt;باده نوش غصه او من شدم ، مست و مخمور و خراب از غم شدم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زره زره آب گشتم&lt;br /&gt;کم شدم.....&lt;br /&gt;آخر آتش زد دل دیوانه را ......&lt;br /&gt;آخر آتش زد دل دیوانه را&lt;br /&gt;سوخت بی پروا پر پروانه را&lt;br /&gt;عشق من .....&lt;br /&gt;عشق من از من گذشتی خوش گذر ، بعد از این حتی تو اسمم را نبر&lt;br /&gt;خاطراتم را تو بیرون کن زه سر ، دیشب از کف رفت فردا را نگر&lt;br /&gt;اخر این یک بار از من بشنو پند ،بر منو بر روزگارم دل نبند&lt;br /&gt;عاشقی را دیر فهمیدی چه ســــود ..... عشق دیرین گسسته تار و پود&lt;br /&gt;گر چه آب رفته باز اید به رود  ، ماهی بیچاره اما مرده بود...&lt;br /&gt;بعد از این هم آشیانت هر کس است .... بعد از این هم آشیانت هرکس است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;&lt;strike&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; style=&quot;color: rgb(255, 255, 0);&quot;&gt;&lt;font&gt;باش با او یاد تو ما را بس است&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strike&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://bahar207.persiangig.ir/14.swf&quot;&gt;لینک برای دانلود فلش&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن : یادت بخیر &lt;a href=&quot;http://devildarkness.wordpress.com/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;رضا علیزاده &lt;/a&gt;، یه موقعی پشت دانشکده فنی ، وینستون لایت و این آهنگ و او موبایل موتورولات ...! بعد 3 سال گیرش آوردم . می خواستم بعضی جاهاشو رنگی کنم دیدم همه دکلمش عزیزه دله.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 25 Sep 2009 07:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=border-line&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>border-line</dc:creator>
<guid>http://border-line.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>::. جزیره یخی .::</title>
<link>http://border-line.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;Hello my love&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;
It&apos;s getting cold on this island&lt;br /&gt;
I&apos;m sad alone&lt;br /&gt;
I&apos;m so sad on my own&lt;br /&gt;
The truth is&lt;br /&gt;
We were much too young&lt;br /&gt;
Now I&apos;m looking for you&lt;br /&gt;
Or anyone like you&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
We said goodbye&lt;br /&gt;
With the smile on our faces&lt;br /&gt;
Now you&apos;re alone&lt;br /&gt;
You&apos;re so sad on your own&lt;br /&gt;
The truth is&lt;br /&gt;
We run out of time&lt;br /&gt;
Now you’re looking for me&lt;br /&gt;
Or anyone like me&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Na na na na…&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Hello my love&lt;br /&gt;
It&apos;s getting cold on this island&lt;br /&gt;
I&apos;m sad alone&lt;br /&gt;
I&apos;m so sad on my own&lt;br /&gt;
The truth is&lt;br /&gt;
We were much too young&lt;br /&gt;
Now I&apos;m looking for you&lt;br /&gt;
Or anyone like you &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;پ ن :حاصل عشق مترسک به کلاغ مرگ یک مزرعه است ...!&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 24 Sep 2009 21:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=border-line&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>border-line</dc:creator>
<guid>http://border-line.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>::.اول مهر.::</title>
<link>http://border-line.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>
پارت اول:&lt;p&gt;بازم شد اول مهر! بوی مدرسه ، یه زمانی دبیرستانی بودم با دوستام میرفتیم چشچرونی دختر های دبیرستان بالاتر از مدرسمون ، از دست گشت پلیس فرار می کردیم و .... &lt;/p&gt;&lt;p&gt;حالا خودم باید ظهر ها برم گشت مدارس به پسر بچه ها گیر بدم ، و آنگاه نوایی از آسمان می آید که گهی زین به پشت و گهی ...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پارت دوم:&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پارسال این موقع ها یکی یه خبر خوش داد بم که خیلی در اون زمان واسم شیرین بود ، قبولی دانشگاه ...!! بگذریم که کلی توی خیلی از مشکلات قبل از کنکور داخل شدم و سعی کردم کمک کنم ، بگذریم که یه بنده  خدایی رو هک کردیم ، بگذریم که با تب 39 درجه تا کجا ها واسه یه تولد مسخره نرفتم ، بگذریم که چیا شنیدم و چی شد! ....! ولــی چی؟؟؟؟ آره همش یه شوخی بود با من  . LOL یا Laughing Out Loud. متنفرم از...ت.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پارت سوم :&lt;/p&gt;&lt;p&gt; دارم تابستون کوتاهه زد بازی گوش می دم .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن : توی پارت اول یاد مدرسه ضحی سال 80 توی خیابون ملک بخیر&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن : توی پارت دوم، اینو نوشتم چون امروز مسیرم خورد به کلینیک شرکت نفت و خیابون خرم و ... یه خورده داغ دلم تازه شد !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Sep 2009 18:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=border-line&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>border-line</dc:creator>
<guid>http://border-line.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>::.جونم واست بگه.::</title>
<link>http://border-line.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://img39.imagefra.me/img/img39/2/9/22/irevanescence/f_191rva64m_10a580a.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;اگه حسودا بذارن ، می برمت یه جایی&lt;br /&gt;که ندونن کجایی ، آخه تا کی جدایی ، دوست دارم خدایی&lt;br /&gt;نمی ذارم یه غریبه ، جامو تو قلبت بگیره ، دستای تو رو بگیره&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگه می خواد بگیره ، خدا کنه بمیره&lt;br /&gt;جونم واست بگه دیگه طاقت ندارم&lt;br /&gt;جونم واست بگه دیگه راهی ندارم&lt;br /&gt;دلو بگیر و ببر هر جایی که خواستی&lt;br /&gt;جونم واست بگه تویی تنها ستاره ام&lt;br /&gt;دوست دارم بدون تا وقتی زنده هستم&lt;br /&gt;تا دنیا دنیاست به پای تو نشستم&lt;br /&gt;نگو دوستم نداری می دونم دروغه&lt;br /&gt;جونم واست بگه تویی تنها ستاره ام&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;پ ن :&lt;a title=&quot;لینک آهنگ&quot; target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.semital.com/g.htm?id=31109&quot;&gt; لینک آهنگ در ایران سانگ از علی عبدالمالکی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;---------&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;چشمانت را ورق بزن&lt;br /&gt;شاید در گوشه ای از آن&lt;br /&gt;مرا به یادگار کشیده باشی ...!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; --------------&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 06:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=border-line&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>border-line</dc:creator>
<guid>http://border-line.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>::.خبر.::</title>
<link>http://border-line.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;از دور که &lt;span style=&quot;color: rgb(255, 255, 0);&quot;&gt;خبرت &lt;/span&gt;را برایم می آورند&lt;br /&gt;نزدیک می شود دلم به بهانه هایی که مدتهاست&lt;br /&gt;دیگر سراغی از تو نمی گیرند ...!!!&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;********&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;پ ن :  انتــــظار تنها یادگار توست بر تنهایی این روح خســـته ام ...&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;پ ن: اتاق جدیدم ، خیلی نازه ، 6 متر مربع ، با 2 تا پنجره  کوچولو ، ... ، مرتب شده از هرچی چیزه اضافی.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 06:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=border-line&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>border-line</dc:creator>
<guid>http://border-line.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>::.کی واست جز من می میره .::</title>
<link>http://border-line.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>
پارت اول&lt;p&gt;سلام ، امروز تونستم بیام مرخصی ، واسه 11 روز ، باز هم هوای سنگین و دلگیر اراک رو باید تحمل کنم ، باز هم همون مسیر و همون نمای دلگیر از ورودی اراک ، و مهاجرا..!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پارت دوم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;قصد نداشتم این هفته بیام ولی بابام واسش یه حادثه پیش اومد ، خدا بهمون رحم کرد ، که الان هنوز بابام رو دارم ، هرچند بد جوری آسیب دیده ، بدنش از 21 جا شکسته . زود تر اومدم که یه مدتی پیشش باشم ، می خواُستم ببرمشون شمال و مشهد ولی دیگه .... هیی!!! بدشانسیم دیگه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پارت سوم &lt;/p&gt;&lt;p&gt;حالم ازت بد میشه ! سر درد می گیرم وقتی بهت فکر میکنم ، ازت متنفرم ، و و از این اخباری که بهم رسیده ! بدون که می دونم ! واسم دیگه مهم نیستی . ولی یادت باشه یه روزی کم میآری! ولی دیگه دیره !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پارت چهارم &lt;/p&gt;&lt;p&gt;هفته پیشا با مرجان سمیعی صحبت میکردم ، توی مرز، بهم زنگ زده بود ، بهش قول داده بودم که یه پست بزنم ، ولی خبر حادثه بابام رو که بم دادن ، به هم ریختم ، حوصله پست هم نداشتم. خیلی عزیزه ، این دختر ، خیلی با معرفته ، خیلی بش معذرت خواهی بدهکارم .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پارت پنجم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دلم برای گمشدم تنگ شده ، نمی دونم کجا باید دنبالش بگردم.هنوز هم اسمی براش پیدا نشده ! &lt;/p&gt;&lt;p&gt;پارت ششم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;این آهنگ شادمهر و کامل و دقیق گوش دادم ، چقدر جالب بود&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(204, 255, 0);&quot;&gt;دست ِ تو  ، تو دست ِ من بود ..&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(204, 255, 0);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(204, 255, 0);&quot;&gt;دلت اما  جای دیگه ..&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; تو خودت خبر نداری ..&lt;br /&gt;اما چشمات اینو میگه ..&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(204, 255, 0);&quot;&gt;مدتی بود حس می کردم ..&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(204, 255, 0);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(204, 255, 0);&quot;&gt; که دلت یه جا اسیره ..&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(204, 255, 0);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(204, 255, 0);&quot;&gt;پشت ِ پا زدی به بختت ..&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(204, 255, 0);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(204, 255, 0);&quot;&gt;کی واست جز من می میره ..&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;تو می گی یه وقتا گاهی ... پیش میآد یه اشتباهی ... نه دیگه ؛ دیگه نمیشه ... واسه تو نمونده راهی ..!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;دیگه دیدنم محاله ..&lt;br /&gt;دیگه برگشتم خیاله .. &lt;br /&gt;سزای ِ کارت همینه ..&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(204, 255, 0);&quot;&gt;دل از اون نگات بی زاره ..&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 18 Sep 2009 22:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=border-line&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>border-line</dc:creator>
<guid>http://border-line.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
