زمزمه می کنم
من ، تو ، ما
شب ، سکوت ، انتظار
آیا صبح می آید؟
تیک تیک ساعت
پروفن
چه سخت است ، امید داشتن به روشنی شمع لغزان در طوفانه تو
صبح آمد
شمع خاموش شد
پروانه ، گریان
بیچاره پروانه
بیچاره من
کاش می سوختم در شعله آن شمع
هق هق می کنم
من من من
پس کو ما؟
وحید
اراک، پنجم تیر ماه 1388
پ ن :نه من شاعرم ، نه ادبیات دان ، خودم می دونم ، چرت و پرت نوشتم
پ ن 2: شرط دل دادن ، دل گرفتنه وگرنه يکي بي دل ميشه و يکي دو دل !
+
خط خطی شده در جمعه پنجم تیر 1388 11:44 توسط وحید
|