|
بیست و ششم آبان ماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت سلام به همه ، بعد از کلی دوری از وادیه دنیایه مجازی تونستم بیام نت ، توی این مدت بیکار نبودم واسه ارشد دارم می خونم و اینکه دارم می نویسم ، راجع به مشکلاتی که همه آدم ها از جمله من دچارش میشن , و یه روزی شدن. اولین موضوعی که انتخاب کردم "از دست دادنه" ، خواهشا یا نخونید یا اگه میخونید تا تهش ...
از دست دادن می تونه از دست دادن یه وسیله باشه ،یا سلامتی ، یا جوونی ، یا حتی قوه جنسی باشه، می تونه از دست دادن پدر یا مادر یا یه عزیز باشه ، می تونه از دست دادنه عشق یا کسی که دوسش داری باشه . من راجع به عشاق می خوام بنویسم پس چشمات رو باز کن و خوب بخون . یه شعر دارم . ******** هنوز صدایت با آن بغض همیشگی نفس هایم را به شماره می اندازد.....!!! پ ن : دوسنت دارم راجع به آهنگ هایی که گذاشتم بگین. + خط خطی شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 18:26 توسط وحید |
یکشنبه سوم آبان ۱۳۸۸ هنوز که بارون میآد ،یه بغض عجیبی گلوم رو میگیره . پست قبلی یه چیزی گفتم ، آره شاید به زودی متاهل شم ولی اوووو!!! دوستا عروسی و بله برون و اسم بچه رو هم انتخاب کردن !! اینجا داره بارون میاد ، خدایا کاش تا همیشه هوا ابری بود . ۵ شنبه یه پسره ، یه دختره رو که بش نه گفته بود با ۳ تا تیر کلت کمری کشت . گرفتیمش قبل از اینکه فرار کنه ، نمی دونم اسمشو چی میشه گزاشت ، شاید عشق واقعی این بود ، دلم به حالش وقتی اسلحش گیر کرد و نتونست خودشو بکشه سوخــــت . ۸ ماه دیگه ! داره کم و کم تر میشه تا آزادی ! درام میرم آرایشگاه ، مهرانه جان مرسی از اینکه بم سر میزنی/. پ ن : پاییز که میآید ، عاشقانه هایم زیر باران با تو بوی دلتنگی می دهد . + خط خطی شده در یکشنبه سوم آبان 1388 16:23 توسط وحید |
حالم اصلا خوب نیست ، تب و لرز شدید دارم ، اومدم شهر که برم بیمارستان یه آمپول ، سوزنی ، دوایی درمونی کنم . توی نظرات ، یه نفر برام کامنت گذاشته بود . متنش رو کی کردم اینجا :
************************* من میام میخونم چون میخوام بدونم هرروز چی داره عوض میشه.... *********************** من آیدی کسی رو نزدم .کسی رو که این کامنت رو گذاشته نمیدونم کیه. حرفم رو میزنم ، من با کسی کاری نداشتم ، متاسفم که نمیدونم کی هستی ولی اگه حرفی داری که می تونم کمکت کنم بهم بزن . می دونم کهمنو خوب میشناسی ، منم خوب میشناسمت ، ولی اینجوری کامنت گذاشتن مشکلی رو حل نمیکنه. واقعا اگه می تونم کمکت کنم ، هرکسی که هستی ، حرفاتو بزن . واآآی مریض شدم ، نفسم بالا نمیآد ، ای بد بختیه . پ ن : تورا به دله پاییزیت ، فصل ها را بهم نریز. + خط خطی شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 17:29 توسط وحید |
من آدم سلام از چی بگم؟ روزگار بر خلاف زندگیم داره میگذره خدایا کی میشه این ۹ ماه و ۹ روز تموم بشه ؟؟ هفته پیش رفتم عراق! البته فقط یک قدم وارد خارج شدم ! یک قدم از میله مرزی رد شدم و به خودم گفتم بلاخره اگه خدمت هیچ سودی واست نداره لا اقل رفتی خارج!!! نمی دونم داری اینو می خونی یا نه ، نمی دونم چه احساسی داری ، کنجکاو هم نیستم ، هرچی هست ماله خودته ولی واسه خودت این مهم باشه که چرا اینجایی!؟ به زودی چیزایی میشنوی که شاید واست سخت باشه ! خدایا زود تر تمومش کن ، کلی کار دارم با خودم و زندگیم . پ ن : دارم به گمشدم نزدیک می شم شاید چند قدم دیگه....! + خط خطی شده در دوشنبه بیستم مهر 1388 14:58 توسط وحید |
سلام ، امروز کله سحر از خواب بلند شدم ، خیلی خسته ام ، اصلا پام نمیکشه برم ، ولی باید رفت ، این 9 ماه کی تموم میشه خدا!!! دیروز توی خیابون یکی رو دیدم ، همون جوری بود! جیک جیک داشت راه می رفت ، بیخیال .. ولش کن سعی میکنم فکر نکنم ، در کل دیروز روز خوبی بود ، خیلی خوش گذشت . واسه وبلاگم یه مدیا فلش پلیر درست کردم (بعد از 3 ، 4 روز ور رفتن با Playlist های XML ) تا اینکه دیروز درست ، وقت نکردم همه آهنگ هایی که دوست دارم رو بزارم واسه گوش کردن ولی یه چند تای رو گذاشتم ، وقت نشد تا بتونم زیاد آپلود کنم و تا جایی وقت داشتم گذاشتم ، همین الان داره آهنگ آپلود میشه. مهرانه ازم خواسته خاطره بگم ، چشم ، توی پست بعدی ، خاطره هم می نویسم . توی این 11 روز همش درگیره کارای بابامو خونه بودم ، بابای گلم بستریه و تقریبا تمام کارای خونه گردن منه ، و کارای پزشکی با رضا "داداشم". امید وارم 3 ماه دیگه که بر میگردم ، سره پا شده باشه . بعضی ها از گمشده می پرسن، دارم یه کارایی میکنم ، اگه قرار بود به سادگی پیدا بشه که گمشده نبود .ولی هنوز واسش اسمی ندارم . 3 روز پیش مامانم اومد میخواست ، مزه زبونم رو بچشه ، گفت می خوام فلانی رو بگیرم برات :) ، میشناسیش که؟ برم صحبت کنم ؟؟ یه وقت دیدی دیر شد شوهر دادنش ها !! من یه لحظه هنگ کردم ، بعد گفتم نــه! هرچند کسی که مادرم میگفت خیلی عزیزه ، ولی می دونم اینقده آزارش دادم که ...:) شاید اینجا هم بیاد، شاید هم اینو یخونه . خدایا ، تورو جونه هرکسی که دوست داری منو آدم کن! دوست دارم آدم باشم ، آدمیزادی زندگی کنم . و در انتها : اگر این بار که میرم شهید شدم ، یه عبارتی بعد از 1 ماه پست نزدم ، اون دنیا شفاعت همتون رو می کنم . (جز چند نفر) :)) حالشو ببرید . ------- خواب می آید به چشمانم + خط خطی شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388 9:4 توسط وحید |
پ ن : یادت بخیر رضا علیزاده ، یه موقعی پشت دانشکده فنی ، وینستون لایت و این آهنگ و او موبایل موتورولات ...! بعد 3 سال گیرش آوردم . می خواستم بعضی جاهاشو رنگی کنم دیدم همه دکلمش عزیزه دله. + خط خطی شده در جمعه سوم مهر 1388 10:45 توسط وحید |
Hello my love
It's getting cold on this island پ ن :حاصل عشق مترسک به کلاغ مرگ یک مزرعه است ...! + خط خطی شده در جمعه سوم مهر 1388 0:38 توسط وحید |
پارت اول: بازم شد اول مهر! بوی مدرسه ، یه زمانی دبیرستانی بودم با دوستام میرفتیم چشچرونی دختر های دبیرستان بالاتر از مدرسمون ، از دست گشت پلیس فرار می کردیم و .... حالا خودم باید ظهر ها برم گشت مدارس به پسر بچه ها گیر بدم ، و آنگاه نوایی از آسمان می آید که گهی زین به پشت و گهی ... پارت دوم: پارسال این موقع ها یکی یه خبر خوش داد بم که خیلی در اون زمان واسم شیرین بود ، قبولی دانشگاه ...!! بگذریم که کلی توی خیلی از مشکلات قبل از کنکور داخل شدم و سعی کردم کمک کنم ، بگذریم که یه بنده خدایی رو هک کردیم ، بگذریم که با تب 39 درجه تا کجا ها واسه یه تولد مسخره نرفتم ، بگذریم که چیا شنیدم و چی شد! ....! ولــی چی؟؟؟؟ آره همش یه شوخی بود با من . LOL یا Laughing Out Loud. متنفرم از...ت. پارت سوم : دارم تابستون کوتاهه زد بازی گوش می دم . پ ن : توی پارت اول یاد مدرسه ضحی سال 80 توی خیابون ملک بخیر پ ن : توی پارت دوم، اینو نوشتم چون امروز مسیرم خورد به کلینیک شرکت نفت و خیابون خرم و ... یه خورده داغ دلم تازه شد ! + خط خطی شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 21:45 توسط وحید |
اگه حسودا بذارن ، می برمت یه جایی پ ن : لینک آهنگ در ایران سانگ از علی عبدالمالکی --------- چشمانت را ورق بزن + خط خطی شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 9:59 توسط وحید |
|
| ||||||